تبليغاتX
اجازه

اجازه

بی اجازه

فريدون مشيری در سی‌ام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدری‌اش بواسطه ماموريت اداری به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادر شاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمود در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد.

fmpcal11

فريدون مشيري در سال ۱۳۳۳ ازدواج كرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوي رشته نقاشي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود.

فرزندان فريدون مشيري، بهار ( متولد ۱۳۳۴) و بابك (متولد ۱۳۳۸) هر دو در رشته معماري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و دانشكده معماري دانشگاه ملي ايران تحصيل كرده‌اند.

اين شعر مربوط به پانزده سالگي اوست :
چرا كشور ما شده زيردست
چرا رشته ملك از هم گسست
چرا هر كه آيد ز بيگانگان
پي قتل ايران ببندد ميان
چرا جان ايرانيان شد عزيز
چرا بر ندارد كسي تيغ تيز
برانيد دشمن ز ايران زمين
كه دنيا بود حلقه، ايران نگين
چو از خاتمي اين نگين كم شود
همه ديده‌ها پر ز شبنم شود

انگيزه سرودن اين شعر واقعه شهريور ۱۳۲۰ بوده است. اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگي با مقدمه محمدحسين شهريار و علي دشتي به چاپ رسيد (نوروز سال ۱۳۳۴).

fmpcal38

وی نیز در سال ۱۳۷۹ دیده از جهان بر بست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 15:9  توسط اجازه  | 

متولد 21 آذر 1304، تهران.
bamdad

شاعر، روزنامه‌نگار، مترجم شعر و رمان، محقق کتاب کوچه

روز 21 آذر در خانه‌ي شماره‌ي 134 .خيابان صفي‌عليشاه تهران متولد شد.
دوره‌ي کودکي را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جايي به ماءموريت مي‌رفت، در شهرهايي چون رشت و سميرم و اصفهان و آباده و شيراز گذراند.
مادرش کوکب عراقي شاملو بود. پدرش حيدر.

  ساعت 9 غروب روز يکشنبه 2 مرداد سال ۱۳۷۹ در منزلش در دهکده روح‌اش پرواز کرد و از شکنجه‌ي 

تن آزاد شد.  مقبره ایشان امامزاده طاهر در کرج میباشد.

 

دفتر شعرها

آهن‌ها و احساس 

  • ۲۳  
  • قطع‌نامه  
  • هوای تازه  
  • باغِ آينه
  • لحظه‌ها و هميشه  
  • آيدا در آينه  
  • ققنوس در باران  
  • مرثيه‌های خاک  
  • شکفتن در مه  
  • ابراهيم در آتش  
  • دشنه در ديس 
  • ترانه‌های کوچک غربت  
  • مدايح بی‌صله  
  • در آستانه  
  • حديث بی‌قراری ماهان

    اي ديده‌ي  دريده‌ي  سبز ِ سرد!
    شب‌هاي  مه‌گرفته‌ي  دم‌کرده،
    ارواح ِ دورمانده‌ي  مغروقین
    با جثه‌ي ِ کبود ِ ورم‌کرده
    بر سطح ِ موج‌دار ِ تو مي‌رقصند...


    با ناله‌هاي مرغ ِ حزين ِ شب
    اين رقص ِ مرگ، وحشي و جان‌فرساست
    از لرزه‌هاي  خسته‌ي  اين ارواح
    عصيان و سرکشي و غضب پيداست.


    ناشادمان به‌شادي محکوم‌اند.
    بيزار و بي‌اراده و رُخ‌درهم
    يک‌ريز مي‌کشند ز دل فرياد
    يک‌ريز مي‌زنند دو کف بر هم:


    ليکن ز چشم، نفرت ِشان پيداست
    از نغمه‌هاي ِشان غم و کين ريزد
    رقص و نشاط ِشان همه در خاطر
    جاي  طرب عذاب برانگيزد.


    با چهره‌هاي گريان مي‌خندند،
    وين خنده‌هاي  شکلک نابينا
    بر چهره‌هاي ماتم ِشان نقش است
    چون چهره‌ي جذامي، وحشت‌زا.


    خندند مسخ‌گشته و گيج و منگ،
    مانند ِ مادري که به امر ِ خان
    بر نعش ِ چاک چاک ِ پسر خندد
    سايد ولي به دندان‌ها، دندان!

  • + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 0:29  توسط اجازه  | 

    سهراب سپهری شاعر و نقاش کاشانی بود که در ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان متولد شد. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. وی پس از ابتلا به بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران درگذشت.

    سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام «مرگ رنگ» منتشر کرد.

    سهراب سپهری در غروب ۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امامزاده سلطان علی، روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید.

    از جمله مجموعه شعرهای دیگر سهراب سپهری می‌توان به این عنوان‌ها اشاره نمود:

    هشت کتاب او شامل: مرگ رنگ  • زندگی خواب‌ها  • آوار آفتاب  • شرق اندوه 
    صدای پای آب  • مسافر  • حجم سبز  • ما هیچ ما نگاه

    دنگ...، دنگ ....
    لحظه ها مي گذرد.
    آنچه بگذشت ، نمي آيد باز.
    قصه اي هست كه هرگز ديگر
    نتواند شد آغاز.
    ( پست بعدی درباره شاملو میباشد)

    + نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 15:8  توسط اجازه  |